عباس اقبال آشتيانى
391
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
را سوخت . خبر اين واقعه به هولاگو رسيد و اتابك علاء الدين نيز به خونخواهى خواهر خود تركان خاتون مظلمه پيش ايلخان برد ، هولاگو ابتدا اتابك محمد شاه را كه در حضور بود به ياسا رسانيد و لشكرى به سردارى التاجو به سركوبى سلجوقشاه روانهء شيراز ساخت و اين لشكر به كمك علاء الدين اتابك يزد و نظام الدين حسن « 1 » ( 659 - 662 ) پادشاه شبانكاره و ايگ بدفع سلجوقشاه آمدند و در سال 662 در كازرون بين فريقين جنگ درگرفت . سلجوقشاه در اين جنگ نظام الدين ملك شبانكاره را بقتل آورد ولى خود تاب مقاومت نياورده گريخت و بمسجدى پناه برد و مغول او را محصور كردند اتابك علاء الدين جلادت به خرج داده به دستگيرى سلجوقشاه پيش رفت ولى بضرب تير يكى از امراى اتابك سلغورى به زير افتاد . عاقبت سلجوقشاه بچنگ مغول گرفتار شد و مغولان به روزگار او خاتمه بخشيدند و به اين ترتيب در واقعهء كازرون سه پادشاه از ملوك جنوب ايران يعنى ملك نظام الدّين حسن امير شبانكاره و اتابك يزد علاء الدين و اتابك فارس سلجوقشاه از ميان رفتند . اتابك ابش خاتون ( 662 - 663 ) - بعد از قتل سلجوقشاه چون از دودهء اتابكان سلغورى ديگر مردى كه بتواند وارث اتابكى فارس شود نمانده بود و فقط دو دختر اتابك سعد بن ابى بكر خواهران اتابك محمد يعنى ابش خاتون و خواهر او باقى بودند مردم شيراز از ابش خاتون را به اتابكى برداشتند و التاجو نيز اتابكى او را تصديق كرد و خواهر او نيز در عقد نكاح يوسف شاه اتابك يزد درآمد . از اين تاريخ ببعد ديگر خطهء فارس كه قريب نيم قرن بود بتدبير اتابكان سلغورى از استيلاى تاتار محفوظ مانده بود مطمح نظر ايشان قرار گرفت و سالى بيش طول نكشيد كه فارس رسما ضميمهء ديوان ايلخانى گرديد و سلسلهء اتابكان فارس برافتاده مغول آنجا را تحت تصرف مستقيم خود گرفتند . در خلال اين احوال يعنى در سال 663 يكى از سادات شيراز مقيم خراسان بنام سيد شرف الدين ابراهيم خروج كرده به ادّعاى مهدويت برخاست و جماعتى از تركمانان و مردم ديگر را دور خود جمع آورده بحدود شبانكاره آمد و به قصد تسخير شيراز و بيرون
--> ( 1 ) - معروف بنظام الدين حسويه ( حسنويه ) پسر محمد بن ملك مظفر الدين كه پس از قطب الدين مبارز به حكومت شبانكاره رسيده بود .